مجموعة مؤلفين
183
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
شديم . صرف چاى نموده ، نان و ماست و پنير و انگور و تخم مرغ حاضر ، تناول كرده ، بعد از نماز عصرين باز وسايل سماور و چاى به تواتر باقيه شب ، ساعت نه « 1 » به شام افتاده خوابيديم . كوه مخروطى شكلى در اين نزديكى ديده شد ، خيلى شبيه به تنور بزرگى ، در دهنهء آن آثار قلعه نمايان است كه مكاريان آن را قلعهء قزل ارسلان « 2 » مىنامند . اين سه فرسخ ، غالباً كوه و تيغ و سنگ و ناهموار بود . كجاوه و اثقال از بغل جبال كه طرف يسارش دره مااور ( ماهور ) است به صعوبت حركت مىكند . كجاوه عيال فرزندى عباسخان افتاده ، شكسته بود ؛ اما بحمدالله تعالى آسيبى جانى نرسانيده . اين جانبان خوب . . . « 3 » كنار است . [ چشم انداز كوه الوند ] در عرض راه ، كوه الوند نمودارشد ، برفآلوده ، اين شعرسعدى ، عليه الرحمه ، به خاطر رسيد و بر اثر آن ، چند بيتى به طبع فاتر آمده ، ثبت دفتر سفرنامه كوير [ گرديد ] و الابيات هذه : مرا كه دل به كمند غم تو در بند است * گرش هزار غم آيد به مهر خرسند است اگرچه عهد شكستى و رشته بگسستى * بيا كه با تو هنوزم به مهر پيوند است . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . * به عشق او ببريدم رضاى . . . . . . دل « 4 » به گوش عاشق بيدل نمىرود اندرز * كتاب دهر ز سر تا به پا اگر پند است به عشوههاى جهان دل ز دست خواهد * اگرچه زاهد سوغند و شيخ ازغند است
--> ( 1 ) . در اصل چنين است . ( 2 ) . قله قزلارسلان نام يكى از قلههاى كوهستان الوند است كه 3250 متر ارتفاع دارد . از قراز اين قله چشمانداز وسيعى از مسير جاده همدانتويسركان ديدهمىشود . در زمستانها در اين منطقه احتمال ريزش بهمن وجود دارد . اين قله يكى از زيباترين قلههاى رشته كوه الوند و حتى ايران است . دربلنداى آن قلعهاى با همين نام وجود داشته است چنان كه در سعدى درگلستان به آن اشاره كرده است كه چنين است : قزل ارسلان قلعه اى سخت داشت * كه گردن به الوند بر مىفراشت پروين ، ابراهيمى ، ص 165 وسعدى شيرازى ، باب اول در عدل و تدبير و راى ( 3 ) . دو كلمه ناخوانا بود . ( 4 ) . نسخه ترميم شده و چند كلمه خوانده نمىشود . بيت پس از آن نيز آشفته است و خوانده نمىشود .